بدون كمك بدترين شرور آن ،
و نيست عذرى در روز بسيار گرم براى گروهيكه روزى پاسدار آن پيمان شكنى كرد ،
‹ 30 › و آيا ساكن شود روحى در راحتى بهشت در حالى كه مخالفت كرد در دين فرمان امير دين را ،
خدا نخواسته مگر ريخته شدن خونهاى ما و ما صبح ميكنيم در حالى كه غارت شده در دست لاشخورانيم ،
و پريدند از جا براى تحصيل ثواب و پاداش كه گويا ايشان شيران شرزهاند در حمله و فريادشان ،
شتاب و عجله كردند به پيش روى براى علم ايشان كه منزل ميكنند در محل قدس وقت پايان كارشان ،
شهيد شدند پس رسيدند از بهشت جاودان بآرزويشان و آقا شدند بر بزرگان بسبب سرورشان ،
‹ 30 › و آسان شد بر آنها دشوارى وقتى كه نظر كردند ( در شب عاشوراء ) بحورّيهها كوتاه چشم از ميان قصورشان ،
و فراموش نميكنم ( حسين ) عليه السلام را در حالى كه جهاد ميكرد بجانيكه خالى شده بود از دوست و فاميل آن ،
مىپريد هر گاه تيرها بر او اصابت ميكرد و آه ميكشيد براى سر نيزه اى كه ميخواست از بدنش بيرون كشد ،
ميبينى اسبها را در پيش روى آنها از او آنچه ديدى براى احتياط اگر قصد كند شكست او را ،
پس برميگشتند از جنگ از ترس هيبت او چنانچه دسته مرغ قطا از بازان شكارى ميگريزند ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 356
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٥٦