افكنده او را بجنگ بنى اميه و بسوى او آمدند گروهى در رقم بسيار زيادى ،
فرستادند بسوى او فرماندهانى را در لشگر بزرگى براى غارت كردنيكه آماده شده بود از غارتگاه آن ،
و عدالت در حكم و داورى نكردند بلكه برگردانيدند بآنحضرت وقايع صفين و حادثه ليلة الهرير را ،
‹ 20 › و كمك كرد او را در گمراهى بدترين امت بر كفر و سعيد نشد براى راهنماى آن ،
خلاف سطرها و خطهائيكه در ورقهائى ظاهر شد كه پيش آهنگ خدعه و نيرنگ بود در لابلاى خطوط آن ،
پس وقتى كه آن نامهها آمد باطمينان دل صبح كرد در حالى كه نويسنده گان آن قلابى و ساختگى كه بعيد بود دروغ بودن آن ،
پس توسعه اى در دين نداد از نادانى و سعى و كوشش نكرد براى ظلم آن مگر براى ترك پاداش آن ،
جانم فداى او وقتى كه برخورد كرد با گنهكاران گروهيكه لبه شمشيرشان از فريب و نيرنگ تيز شده بود ،
‹ 25 › پر سخنران براى يارانيكه نزد او بودند و خاندانيكه براى صاحب عرش رازى سپرده شده بود در سينههاى آنها ،
پناه مىدهم شما را به خدا كه مرگ را بچشيد برويد بآمرزش پسنديده از آمرزنده آن ،
پس اظهار كرد در پاسخ دادن هر صاحب صدائى كه رقابت ميكرد از نفسى به آنچه در ضمير و باطن آن بود ،
آيا از گروهيكه طلب جدائى كرده و خود را به تنهائى گرم مىكند
الغدير ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٥٥