من غلام و بنده شما و پناهنده بشمايم و بر منست از نشاط عشق شما قيد و زنجيرى ،
‹ 155 › پس از روى كرم بر من مهربانى كنيد و محققا مهربان احسان و نيكى مىكند ،
و در حساب مرا دريابيد چنانچه مالك آزاد بنده خود را تفقد مىكند ،
درود خدا همواره بر شما باد ما دامى كه شب همه را تاريك يا صبح تمامى را روشن مىكند ،
و بر شماست از تحيّت و درود ما دامى كه درود و سلام جارى و گلها شكوفا شود ،
قصيده دوم
آيا برقى از سمت راست مرز آن ظاهر شد يا آنكه تبسم و لب خندى از مرواريد دندانهايش نمايان شد ،
و بما گذشت باد خنك نم دارى در ميدان او چون نسيم يا نفحه و بوى خوشى از عبير او بما رسيد ،
و صورت ماهى طلوع كرد يا از پشت تل و صحراى ( بنى سليم ) بر چشمانت ليلى نمايان شد از ميان خيامش ،
بلى اين ليلى و اينهاست براى تو خانه او در كنار وادى كه تابيدن نورش چشمت را فرو ميبندد ،
‹ 5 › درود بر خانه ايكه مدتها به چشم من گوهرى از گوهرهايش پى برده نمايان شد ،