را كه پيران او را بزرگ ميدارند ،
پس از آنكه ثروت و نعمت از او برگشته قطع رابطه ميكنند و براى صاحب شكوه و ثروت تعريف و سپاس ميگويند ،
و همراهان و ملازمين بسوى شما تعظيم ميكردند پس نه زيدى بود كه او را قصد كنيم و نه عمر وى ،
‹ 145 › تا آنكه هر گاه قصد كنند شما را از شعريكه حمل و بار آن درّ است ،
برگشتم در حالى كه از حسنات گرانبار بودم پس من بسبب شما توانگرم نه فقير و بينوا ،
اى فرزندان فاطمه شنيدم از جان و دل و مدح ميكنم شما را با بيانيكه الفاظ آن از نرمى و ملايمى سحر است ،
بوى خوشى ميدهد مناقب شما بسبب آن پس در هر طرف براى آن عطر است ،
اميدوار ( على ( ع ) ) است كه بسبب آن مناقب نجات يابد وقتى كه صراط كشيده و گذشت از آن مشكل شود ،
‹ 150 › آن مناقب را آماده كردم كه براى من در روز قيامت اندوخته باشد و نزد شما چه خوب ذخيره ئيست ،
پس آن را قبول نمائيد از دوستتان فرداى قيامت پس چه خوبست بامداد فردا ،
پس پذيرفتن شما خوب قرين است براى آن و آن عروس است پس مبارك است دامادى ،
قبول كردن شما بر من كمال زينت آنست و مرا قلبيست كه براى شما مهر و صداق آنست ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٥٢