او آوازه خوانى كرده و شراب ميريختند ،
و از روى نادانى ميگفت در حالى كه از چوب خيزران او لب و دندان حسين عليه السلام خونين شده بود ،
‹ 75 › ايكاش پدران پيشين من كه در بدر كشته شدند حاضر بودند و ميديدند بزرگان بنى هاشم را كه اسير شدند و در ميانشان ماه است ،
ميديدند حسين و بخشى از خاندان او را كه اسير شده و قسمتى از ايشان هم هلاك شدهاند ،
در اين وقت آغاز خوشحالى ميكردند مثل پدرم ( معاويه ) كه جنگ كرد با ايشان بسر ( بن ارطاه يكى از افسران خبيث معاويه بود )
و بگويد جنايت و گناه است كه هجوم و حمله كردى بايشان هر آينه اين گناه از او سهل و سبك است ،
پندارند باينكه دو مرتبه خواهيم برگشت و قسم ميخورم بجان پدرت كه نه قيامتيست و نه برگشتن و زنده شدنى ،
‹ 80 › اى فرزند رهنمايان بزرگوار و كسى كه بزرگان بايشان شرافت يافته و حال آنكه شرفى نداشتند ،
سوگند بخوابگاه و مكان با شرف و قسم بزمينيكه منى و ركن و حجر ( الاسود ) و يا حجر اسمعيل را در برگرفته است ،
پس آنها در جلالت يكسانند زيرا بسبب ايشان همه مردم محل شده و يا تقصير ميكنند ،
قصد مىكند او را خردمندان در حال لبيّك گفتن و طواف مىكند اطراف حجره او را حجر ( اسمعيل ) يا ( حجر الاسود ) ،
پرنده ئى نيست كه جوجه خود را گم كرده باشد و پس از جوجه اش در آشيانه اى منزل نكند ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 346
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٤٦