تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
‹ 85 › حزن من بر تو زيادتر از حزن خنساء ( خواهر ) صخر ( بن عمرو بن شديد ) است بر برادرش كه همواره بر او نوحه كرده و ميگريست ، و هر آينه من دوست داشتم كه تو را ديدار كنم در حالى كه ياورت كم و يارانت شهيد شده‌اند ، تا آنكه من قربان تو باشم چنانچه از روى بزرگوارى حر بن يزيد رياحى جان خود را فداى تو كرد ، و هر آينه اگر ميان ما و يارى تو زمان تفاوت و جدائى انداخت و زمان شما پيش افتاد ، پس ما دامى كه زنده باشم بر تو از حسرت و اندوه گريه ميكنم تا آنكه قبر استخوان مرا بپوشاند ، ‹ 90 › و البتّه عطا ميكنم هر نوحه سراينده اى كه قصد كند بر تو شعر گويد و نوحه گرى نمايد ، انديشه‌هاى بكر من در محاسن و زيبائى آن ترتيب ولى ريزش اشكهاى من پراكنده است ، و روز مصيبت تو اى فرزند فاطمه ( ع ) روز ميعاد ما و تسليّت ما در روز حشر خواهد بود ، يا سروريكه بظهور قائم شما ( حضرت مهدى روحى فداه ) حاصل شود كه در آن براى ما خوشبختى و بشارت است ، روزيكه آفتاب از مغرب خندان برميگردد كه انكارى براى آن نيست ‹ 95 › و فرشتگان در آن روز ( الله اكبر ) ميگويند كه همه ميشنوند مگر آنكه در گوشش كرى و پنبه غفلت است ، فرياد ميزنند كه امام و رهنماى عالم يگانه نيكوكار پرهيزگار پاك و