پرش به محتوای اصلی

الغدير ( فارسي ) — صفحه 344

پدیدآورندگان:

ص۳۴۴
‹ 50 › ماهيكه از بخت و اقبالش سقوط كرد پس ماه آسمان بر غروب نور جمالش گريست ، لاشخورها بر او يك مرتبه حمله كردند و ستاره نسر در آسمان موقع طلوعش گريه كرد ، دست آزاد شده گان كلاه خود و عمامه او را غارت كرد پس زمين براى غارت رفتن عمامه او گريست ، و فرشتگان آسمان از اندوه و حزن بر او گريستند و نيز زمين بر او گريه كرد ، و روزگار عبايشى شكافته شد و شگفتى ندارد كه دنياپرستان عباء او را دريدند ، ‹ 55 › و خورشيد سر برهنه و مو پريشان شد و بر او پريشان كردن موى قباحتى ندارد ، بيرون آمد براى او در هيئت و زّى مادر داغديده كه لباسهايش از خون سرخ بود ، و بر او معاصرين و همزمانان او خون گريستند پس گونه و روى زمين قرمز گرديد ، در نزد من عذرى براى آسمان نيست كه امساك كرد از باريدن و براى بخيل عذرى نيست ، خون ميگريد وقتى كه تشنه لب از دنيا رفت پس براى چه از روى محبّت بر او اشگ نبارد ، ‹ 60 › و دختر بزرگوار ( حسين عليه السلام ) بر لباسهايش نشانه خون او ديده ميشد ، پدرم بفداى دختران حسين كه براى آنها حجاب و پوشيه اى