درس گفتن و علوم رفت و آمد با او ميشد ،
‹ 150 › افكند بر او بادها از خاك نرم پوششى پس او را پوشانيد در حالى كه او برهنه از لباس بود ،
رنگين نمود چهره اش را خون او پس خيال شد از محبّت به او كه روز جنگ چهره اش گلگونست ،
افسوس من بر جوانانى كه خاموش بر خاك افتاده و خونشان بالاى خاك جارى گشته است .
پس مثل اينكه جريان خون بر گونه هايشان عقيق سپس بعضى از آن زبرجد است ،
افسوس من بر زنان و بانوان او كه سر برهنه بيرون دويدند و رخسارشان از اشگشان مجروح شده بود ،
‹ 155 › آن يكى سر برهنه بود از پوشيه و اين را از سرش بخوارى كشيده و ميكشيدند عباء او را ،
و بمركب او فرياد زده و ميگفتند هر آينه سقوط كرده از بالاى تو بخشنده ترين بخشنده گان ،
اى روز عاشوراء بس است تو را كه تو روز نامبارك بلكه روز زشت و پر محنتى هستى
در روز تو حسين كشته روى ريگ مكان گرفت وقتى كه ياورش ناياب و سعادتمند كم شده بود ،
وقتى كه توبه كننده گان سپاسگذاران خداپرستان شب زنده داران ركوع كننده گان سجده كننده گان نبودند ،
‹ 160 › نمايان شد سرهاى مقدس آنان در پيش روى و برابر چشم زنانشان كه بر نيزهها سنگينى كرده و آنها را خم مينمود ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 331
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٣١