بر سنگ سخت خورده و جرقه ميزد ،
فدا كردند جانهاى خود را در جلوى امامشان و بخشيدن جان عزيز بهترين بخششهاست ،
نصحوا غنوا غرسوا جنوا شادوا بنوا قربوا دانوا سكنوا النعيم فخلدوا ،
‹ 130 › اندرز دادند در حال رجزخوانى و توانگرى و كشتند بستان و نهالهاى تازه اى و بنا كردند خانه اى و نزديك شدند جواريرا و ساكن شدند بهشت و پر نعمت را پس مخلَّدر و جاودانى شدند ،
تا آنجا كه جانهاى آنها را بغارت برد سوسماران در پيش آقاى ايشان و خوشبخت اندك و كم بود ،
دور او را كه تنها بود گرفتند و جدا كرد دست او را شمشير تيزيكه از آهن هندى ساخته شده بود ،
شمشير برنده اى بدون غلافيكه سرهاى دشمنان را در روز جنگ ميبريد و تيزى آن غلاف كند نميشد ،
حمله كردند بر او سخت دلانيكه مانع بودند كسى را كه عزم قاطعى داشت و زره فولادين بر تن نموده بود ،
‹ 135 › كسى را كه سريع بود در جواب دادن وقتى كه او ميخواندند حمله كننده بود و شيرها در طلب شكار حمله كنندهاند ،
پس ميترسيدند از تيزى عجيب شمشير او ضربتى را كه بريده ميشد به آن كلههاى يهود صفّتان ،
اى دليكه در روز عاشورا چون پارههاى آهن سرشته شده يا تو سنگ سختى هستى ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 329
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٢٩