حال حيض نيست و انتقام اين را از او پدرش گرفت و از وى نفى صلاحيّت براى خلافت را نمود در گفتگوئى كه ميان او و ابن عباس جريان يافت و ما در جزو پنجم ص 360 آن را بازگو كرديم .
82 رأى خليفه در خوردن گوشت
از عبد الله بن عمر نقل شده كه گويد : عمر ميآمد كشتارگاه زبير بن عوام . . . در بقيع و در مدينه غير از آن كشتارگاهى نبود پس ميآمد و با او ( درّه ) شلاق مخصوص او بود پس وقتى ميديد مردى گوشتى خريد دو روز پى در پى او را با شلاقش ميزد و ميگفت آيا شكمت دو روز گرسنه مانده .
2 - از ميمون بن مهران حكايت شده كه مردى از انصار بعمر بن خطاب گذشت كه گوشتى بدست گرفته بود پس عمر گفت به او : اين چى ، گفت : گوشت براى خانوادهام ميبرم اى امير مومنان گفت خوبست پس فردا به او گذشت و با او گوشت بود ، پس به او گفت : اين چى گفت گوشت اهل منست ، گفت : خوبست ، سپس روز سوم به او گذشت و با او گوشت بود پس گفت : اين ديگه چى گفت اى امير مومنان گوشت خانواده منست پس با شلاقش بر سر او زد آنگاه بالاى منبر رفت و گفت : « اياكم و الاحمرين اللحم و النبيذ » بر شما باد كه از دو سرخى دورى كنيد ، گوشت و مشروب چونكه اين دو تا فاسد كننده دين و