تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
گيرى مردان از آنزن رسيد خدا منع كرد داود را از بناء و ساختن آن ، داود گفت : اى پروردگار من اگر منع كردى مرا از ساختن آن پس آن را در فرزندان من قرار بده ، پس عباس گفت : آيا اينطور نيست كه براى خود قضاوت كردى به آن و مال من گرديد ، گفت : آرى گفت : پس من تو را گواه ميگيرم كه من آن را براى خدا قرار دادم . بلاذرى گويد : چون عثمان بن عفان خليفه شد منازلى خريد و به مسجد توسعه داد و منازل اقوامى را گرفت و براى آنها بهاء و قيمت آن را گذارد ، پس آنها نزد خانه ضجه و ناله كردند ، پس گفت : جز اين نيست كه حكم و ملايمت من بر شما را جرى كرد بر من ، مثل اين كار را عمر كرد قبلا پس شما اقرار كرديد و راضى شديد ، سپس دستور داد همه آنها را زندانى كردند تا آنكه عبد الله بن خالد بن اسيد شفاعت كرد درباره ايشان پس آنها را آزاد ساخت . و طبرى و غير آن گويند : در سنه 17 هجرى عمر بن خطاب عمره كرد و مسجد الحرام را ساخت و در آن توسعه داد و بيست شب در مكَّه اقامت كرد و خراب كرد خانه‌هاى مردمى را از همسايگان مسجد كه حاضر به فروش منازلشان نشدند و بهاء منازلشان را در صندوق بيت المال گذارد تا بعدها گرفتند . ( 1 )
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ج 4 ص 206 ، فتوح البلدان بلاذرى ص 53 ، سنن بيهقى ج 6 ص 168 ، مستدرك حاكم ، كامل ابن اثير ج 2 ص 227 ، تذكره الحفاظ ذهبى ج 1 ص 7 تاريخ ابن شحنه حنفى حاشيه كامل ج 7 ص 176 ، الدّر المنثور ج 4 ص 159 ، وفاء سمهودى ج 1 ص 341 - 349 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 138 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)