تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
شكنجه بشلَّاق عمريست و آيا مفسده و زيان گوشت بمفسده و زيان شراب حرام ميرسد پس بوده باشد در آنوقت فاسد كننده دين و تلف كننده مال و اگر به اين رأى عمل شود در اصناف و اقشار مسلمين هر آينه واجبست كه شلَّاق در حالى از احوال بيكار نباشد و مرتبا بر سر مسلمين آشنا شود .

83 خليفه و يهودى مدنى

از ابى الطفيل روايت شده كه گويد : من حاضر شدم بر نماز بر ابى بكر صديق سپس جمع شديم بر عمر بن خطاب و با او بيعت كرديم و چند روزى مانديم و به مسجد رفت و آمد ميكرديم و پيش عمر ميرفتيم تا آنكه او را امير المومنين ناميديم پس در بينيكه ما پيش او نشسته بوديم ناگاه يك يهودى از يهوديان مدينه پيش عمر آمد كه يهوديها خيال ميكردند او از فرزندان هارون برادر موسى بن عمران عليهما السلام است تا آنكه ايستاد در برابر عمر و گفت به او : اى امير مؤمنان كدام يك شما داناتر به پيامبر شما و كتاب پيامبر شماست تا از او سئوال كنم از آنچه ميخواهم پس عمر اشاره بعلى عليه السلام كرد و گفت : اين اعلم و داناتر به پيامبر ما و قرآن پيامبر ماست . يهودى گفت : آيا تو چنين هستى اى على ( ع ) : فرمود : به پرس از هر چه كه ميخواهى گفت من سئوال ميكنم تو را از سه تا و سه تا و يكى على عليه السلام فرمود و چرا نميگوئى من ميپرسم از تو از هفت چيز ، يهودى گفت : از سه تاى اوّل ميپرسم اگر جواب درست