تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
گواهى دهد پس اين گفت من و آن گفت من تا آنكه جمعى از مردان و بزرگان صحابه گواهى دادند پس چون عمر اين را دانست گفت : اما قسم به خدا اگر نبود غير از تو هر آينه قول تو را امضاء ميكردم و ليكن خواستم كه تحقيق بيشتر كنم .

صورت پنجم

بيهقى باسنادش از ابى هريره نقل كرده گويد : وقتى عمر بن خطاب خواست كه زياد كند در مسجد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله واقع شد آن زيادى بر خانه عباس بن عبد المطلب پس عمر خواست آن را داخل مسجد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كند و عوض آن را بدهد عباس نپذيرفت و گفت : اين قطيعه و بخشش رسول خدا صلَّى الله عليه و آله است و اختلاف كردند پس ابّى بن كعب را ميان خود حاكم قرار دادند و آمدند به منزل او و به او سيد المسلمين ميگفتند پس دستور داد براى آنها فرش و بالشتى قرار داده و بر آن نشستند در برابر او پس عمر هر چه ميخواست بازگو كرد و عباس هم ياد نمود قطيعه و بخشش رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را ، پس ابى گفت بدرستيكه خداوند عز و جل امر نمود بنده و پيامبرش داود عليه السلام را كه خانه اى براى او بنا كند گفت : اى پروردگارم و اين خانه كجاست فرمود : جائى كه ميبينى كه فرشته اى شمشيرش را كشيد پس آن را ديد بر صخره و قلَّه بيت المقدس و نبود در آنجا در آن روز مگر خانه جوانى از بنى اسرائيل پس داود عليه السلام آمد نزد او پس گفت : من مأمور شدم كه در اين مكان خانه اى بنا كنم براى خداى عز و جل پس جوان گفت به او : خداى تو فرمان داده آن را بدون رضاى من از من
الغدير ( فارسي ) — صفحة 136 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)