تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
رضى الله عنه بود پس ابى گفت : من قسم مىدهم شما را به خدا كه مرديكه حديث بيت المقدس را از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده وقتى كه خداى تعالى امر كرد داود را كه بنا كند آن خانه را برخيزد و بازگو كند پس ابو ذر گفت : من شنيدم از رسول خدا صلَّى عليه و آله و ديگرى گفت منهم آن را از رسول خدا شنيدم پس ابّى را ول كرد ، پس ابى رو كرد بعمر و گفت : اى عمر ، آيا مرا متّهم ميسازى بر حديث رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، پس عمر گفت : اى ابو المنذر نه به خدا قسم من تو را بر آن متهم نساختم و لكن من ناخوش داشتم كه حديث از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ظاهر نباشد .

صورت سوم :

حاكم باسنادش از عمر بن خطاب نقل كرده كه او بعباس بن عبد المطلب گفت : كه من شنيدم رسول خدا ميفرمود : ما زياد ميكنيم در مسجد و خانه تو در نزديكى مسجد است پس بما بده آن را كه زياد كنيم آن را در مسجد و من براى تو زمينى و خانه اى وسيعتر از آن مىدهم ، عباس گفت : نميكنم ، گفت من به زور آن را از تو ميگيرم گفت اين كار هم براى تو نخواهد بود پس قرار بده ميان من و خودت كسى را كه قضاوت كند به حق گفت : و آن كيست ، گفت : حذيفة بن يمان گويد : پس آمدند نزد حذيفه و قصه را براى او گفتند ، پس حذيفه گفت : نزد من در اين باره خبريست ، گفت چيست آن خبر گفت : بدرستيكه داود پيامبر صلوات الله عليه خواست كه زياد كند در بيت المقدس و خانه يتيمى نزديك مسجد بود پس از او خواست پس او