و براى اوست كه خدايش رحمت كند ابيات زير
: ناله و فرياد كرد بالاى شاخهها از آنكه از دست داده مر قرين خويش را .
: پس اشك ريخت ابرهاى مژگانهاى من و تكان داد اندوه مرا .
: نوا خواند نبود اندوه او اندوه من و چون ناله من ناله نكرد .
: نه و نه گفتم به او اى پرنده كمك كن مرا بنوحه سرائى .
: نيست اندوه كسى كه از خوشحالى گريه مىكند مثل اندوه كسى كه گريه كننده از غم و غصّه است .
: سزاوار است مرا كه بجاى اشك سيل آسا خون گريه كنم .
: براى غريبيكه از خانه آواره بدون يار و ياور بود .
: براى خاك آلوده گونه ايكه چهره اش خونين و پيشانيش شكسته است .
و از شعار اوست :
: اى فرزندان طاها و ياسين و حم و نون .
: بشما پناه آوردهام از شر حوادثيكه عارض من مىشود .
: پس هرگاه ترسيدم پس شما براى نجات من مانند كشتى هستى .
: و بر شماست سنگينى ميزان اعمال و شمائيد كه مرا نجات مىدهيد پس محشور نمائيد بنده خود ( خليعى ) را در طرف راست و اصحاب يمين .