: و بپذيريد مدحيكه عالىتر از درّ ارزنده است .
: اى پرده داران خدا و حمايت شده از بدگمانىها .
: درباره تو مدارا كردم با مردميكه قصد داشتند كه مرا بكشند
: و من متحصّن شدم و محكم گشتم بگفته عالم راستگو و امينى .
: كه فرمود تقيّه كنيد كه تقيّه دين پدران من و دين منست .
: و باوصاف تو قصد كردم سخنم و اشتياقم را .
: و بمدح تو آشكار كردم ظاهر و باطنم را .
: و كافيست براى من علم تو كه شاهد راز درونى و نهفته من است .
: و پناه ميبرم بر خدا كه اعتراض كنم از ريسمان محكم خدا .
: و مساوى و برابر بدانم بين كثير الفضل و فاقد فضل و متّهم را
: يكسان بدانم ميان كسى كه ميگفت ( اقيلونى ) مرا واگذاريد و كسى كه ميگفت
( سلونى )
از من بپرسيد .
رثاء او درباره قهرمان شجاع بنى هاشم شهيد مسلم بن عقيل ( سلام اللَّه عليه )
: آيا براى مسلم بن عقيل قاصد مرگ برخاست وقتى كه اشك شيعيان سرازير شد .
: آقائيكه ولَّى و امامش او را خواند پس اجابت كرد دعوت او را به گوش شنوائى .
: حفظ كرد دوستى را براى صاحب خويشاوندى پس برگزيد شرافتى را بر اهل و پيروان خود .