تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
است گريه و ناله كردن . : اين مژه‌هاى چشم من بسبب مصيبت شما زخم است و قلب من براى آنچه مبتلا شدى محزونست . : كجاست قلب مجروح ريش و آنكه خاطرش فارغ باشد و كجاست حق دار و كجاست شاك و مردّد . : نيست در اينجا براى من خوشى و حال آنكه لب خندان گوهرين تو مورد اصابت چوب خيزران شد . : ايكاش من قربان تو ميشدم اگر ميشد بنده فداى آقاى ارجمند و اصيل شود . : تير ستم آنهائيكه به تو اصابت كرد تير كارگرى بود . : ظاهر كردند درباره تو كينه بدر را و از جلوتر براى هدايت خوانده شدند پس اجابت نكردند . : اى فرزند احمد بمدح و ثناء شما قلب ( خليعى ) زنده و بسيار خوش است . : چگونه است شكيبائى كسى كه دوستى و محبّت خاندان پيامبر را واجب ميبيند و حال آنكه ميراث شما ( فدك ) غصب شده است . : شمائيد حجّت خدا بر مردم و شما مطلوب طالبين و محبوب محبّين هستيد . : بولايت شما و كينه و نفرت از دشمنان شما اعمال قبول و گناهان آمرزيده خواهد شد . : به مدح و ثناء شما سياه و تيره شود چهره ناصبين شما و دلهايشان از ناراحتى پاره گردد .