تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
اعراب بود گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بر من نوشت كه زن اشيم ضبابى را ارث بدهم از ديه شوهرش ، پس عمر بن خطاب اين قول را گرفت . ( 1 ) امينى ( روح الله روحه ) گويد : خليفه غافل بود از يكى سه تا يا از تمام آنها ، آيه كريمه از قرآن و آن قول خداى تعالى : * ( فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِه ) * ( 2 ) و زوجه از اهل است بتصريح قول خداى تعالى : * ( لَنُنَجِّيَنَّه وَأَهْلَه إِلَّا امْرَأَتَه ) * هر آينه البته تو را و اهلت را نجات ميدهيم مگر زن تو را ، سوره عنكبوت آيه 32 . و قول خداى تعالى : * ( إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ ) * عنكبوت آيه 33 . بدرستيكه ما تو را و اهلت را نجات دهنده‌ايم مگر زنت را . و قول خداى تعالى * ( فَأَنْجَيْناه وَأَهْلَه إِلَّا امْرَأَتَه ، ( 3 ) پس نجات داديم او را و اهلش را مگر همسرش را و استثناء در اين مقامات دلالت مىكند بر دخول او از آنچه از آن خارج شده است و همگان ميدانند كه استثناء بدون ترديد متّصل است چنانچه ابن حجر در فتح البارى
هامش
( 1 ) كتاب ام شافعى ج 6 ص 77 ، كتاب الرساله او ص 113 ، اختلاف حديث او حاشيه كتاب ام ج 7 ص 20 ، سنن ابى داود ج 2 ص 22 ، مسند احمد ج 3 ص 452 ، صحيح ترمذى ج 1 ص 256 و آن را صحيح دانسته سنن ابن ماجه ج 2 ص 142 ، سنن بيهقى ج 8 ص 134 تيسير الوصول ج 4 ص 8 ، تاريخ خطيب ج 8 ص 343 . ( 2 ) سوره نساء آيه 90 . ( 3 ) سوره نمل آيه 57 .