تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
برادرش عبد اللَّه بن عمر گريه ميكرد . جابر گويد : پس من شروع كردم بگريه كردن و مردم مرا منع ميكردند و رسول خدا منعم نميكرد ، پس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود او را بگريانيد يا نگريانيد پس به خدا قسم كه فرشتگان همواره او را با بال خود سايبانى كردند تا آنكه او را دفن نموديد . ( استيعاب در ترجمه عبد اللَّه ج 1 ص 368 › اين سنّت پيامبر بزرگوار است كه ميان صحابه معمول بوده و پيروى ميشده معارضه مىكند حديث خليفه را : « انّ الميت يعذب ببكاء الحى كه ميّت بگريه زنده عذاب مىشود ، پس قول مخصوص او و پسر او عبد اللَّه است و حق شايسته تر است كه پيروى شود .

52 اجتهاد خليفه در قربانى

از حذيفه بن اسيد نقل شده كه گويد : ديدم ابو بكر و عمر . . . كه قربانى نميكردند از اهلشان از ترس آنكه مبادا مردم به آنها پيروى كنند پس اهل من مرا وادار كرد بر پذيرائى كردن بعد از آنكه دانست سنّت بودن آن را حتّى اينكه من از هر يك قربانى ميكنم . بيهقى در سنن كبرى ج 9 ص 265 نقل كرده و طبرانى در كبير و هيثمى در مجمع ج 4 ص 18 ، از طريق طبرانى و گويد راويان آن مردان درست و سيوطى ياد كرده آن را در جمع الجوامع چنانچه در ترتيب آن ج 3 ص 45 نقل از ابن ابى الدنيا در قربانى ياد كرده و حاكم در كنى ، و ابو بكر عبد اللَّه بن محمد نيشابورى در زيادات سپس گويد : ابن كثير گفت