شافعى در كتاب ام ج 2 ص 189 گويد : بما رسيده كه ابو بكر و عمر قربانى نميكردند كراهت از اينكه مبادا مردم به آنها اقتداء و پيروى كنند پس هر كس كه آنها را ببيند گمان كند كه آن واجبست .
و در مختصر كتاب المزنى حاشيه كتاب ( الام ) ج 5 ص 210 ، شافعى گويد : بما رسيده كه ابو بكر و عمر قربانى نميكردند ( در روز عيد قربان ) كراهت از اينكه خيال نشود كه آن واجبست .
و از شعبى : نقل شده كه ابو بكر و عمر در موسم حج حاضر شدند و قربانى نكردند . كنز العمال ج 3 ص 45 .
امينى ( قدس الله سرّه الشريف گويد ) : آيا اين دو مردك از حكمت بر چيزى مطلع شدند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بر آن نشد ، پس قربانى كرد و امر به آن نمود و تحريص و تاكيد بر آن فرمود و ترك آن را سنّت پيروى شده قرار داد و بر آنحضرت پوشيده ماند چيزى كه آن دو نفر آن را شناختند از گرفتن امّت اين را از آئين و روش واجبه يا اينكه اين دو مردك بر امّت اسلامى مهربانتر از آنحضرت صلَّى اللَّه عليه و آله بودند پس دوست داشتند كه امّت گرانبار نشود بنفقه و پول قربانىها .
يا اينكه آنها ترسيدند كه اين بدعت در دين شود به گمان و مظنّه وجوب لكن آن دليل باطليست براى آنكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هنگاميكه قربانى كرد و امر فرمود اين دستور توأم بود ببيان عدم وجوب آن و صحابه هم اين را از آنحضرت شناختند و بنابر اين عمل ايشان بود و تابعين و پيروان هم از ايشان تلقّى كردند و همينطور كشيده شده و جارى گرديده تا زمان حاضر ما ، و اگر آنچه آن دو نفر خيال كرده بودند شايع بود لازم بود ترك همه مستحبات .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٣٧