هو المر يبكى و حق البكاء
هو الماجد السيد الطيب
او مرديستكه گريسته مىشود و سزاوار گريه هم هست چونكه او بزرگوارى و آقائى پاك نژاد است .
و ميگويد :
أعينّى جودا بدمع سجم
يبادر غربا بما منهدم
اى ديده گان من بريزيد اشگ روانى كه مبادرت كند مجراى اشك را به مصيبتيكه ويران كننده است
أعينى : فاسحنفرا و اسكبا
بوجد و حزن شديد الالم
اى ديده گان من پس گود شويد و اشگ بريزيد بشور و غصّه سخت دردناكى .
و اين هند دختر حارث بن عبد المطلب است كه بر آنحضرت گريه نموده و نوحه سرائى كرده و ميگويد :
يا عين جودى بدمع منك و ابتدرى
كما تنزل ماء الغيث فاشعبا
اى ديده اشكى جارى ساز از خود و مبادرت كن چنانچه آب باران فرو آيد و جارى شود .
و اين هند دختر اثاثه است كه نوحه ميسرايد و ميگويد :
الا يا عين : بكَّى لا تملَّى
فقد بكر النعى به من هويت
آهاى اى ديده گريه كن و خسته نشو كه ناگهان خبر مرگ آوردند