* ( ثُمَّ شَقَقْنَا الأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَعِنَباً وَقَضْباً وَزَيْتُوناً وَنَخْلًا وَحَدائِقَ غُلْباً وَفاكِهَةً وَأَبًّا ) * ( 1 ) ما شكافتيم زمين را شكافتنى پس رويانيديم در آن گندم و انگور و خرما نوعى و زيتون و خرما و باغهاى پر درخت و ميوه و چراگاه را ، پس باغهاى پر درخت آن چهار ديوارى از خرما و درخت و ميوه و چراگاه است گويد : پس ( آب ) آنست كه از زمين رويد از آنچه كه چهار پايان و گوسفند و گاو و شتر ميخورند ( 2 ) و مردم آن را نميخورند .
گويد : پس عمر باصحابش گفت : آيا شما ناتوانيد كه بگوئيد چنان چه اين جوانيكه جمع نشده شئون سرش گفت : قسم به خدا كه من ميبينم سخن را چنانچه تو گفتى ( 3 )
آرى ، هر آينه بتحقيق كه خليفه نيز عاجز و ناتوانست از شناخت آنچه كه گفت جوانيكه شئون سرش جمع نشده و ( اب ) همانستكه خليفه را خسته كرد و علم آن را تكلَّف و زور دانست چنانچه گذشت در حديث سابق ص 193 و من نميدانم آن جوان چه گفت و براى چه خليفه قول او را پسنديد .
هامش
( 1 ) سوره عبس آيه 26 - 32 .
( 2 ) خداى سبحان آن را در كتاب عزيزش در ذيل بيان كرد متاعا لكم و لانعامكم . خوراكى شما و حيوانات شما .
( 3 ) مسند عمر ص 87 ، مستدرك حاكم ج 1 ص 438 و آن را صحيح دانسته . سنن بيهقى ج 4 ص 313 ، تفسير ابن كثير ج 4 ص 532 ، الدر المنثور ج 6 ص 374 ، فتح البارى ج 4 ص 211 .