تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
يعنى به فقر ايشان رد كن . عسكرى در اوليانش و سيوطى در تاريخ الخلفاء ص 93 گويند كه عمر اوّل كسى بود كه از اسب زكات گرفت . امينى گويد : ظاهر روايت اوّل مىرساند كه خليفه نميدانست كه زكات باسب و برده تعلق نميگيرد و براى همين حكم را معلَّق كرد به آنچه كه دو صاحب قبلى او كرده بودند و نيز نميدانست كه آنها چه كرده‌اند كه با صحابه مشورت كرد . پس مولاى ما امير المؤمنين عليه السلام اشاره فرمود كه زكات ندارد و فرمود خوبست كه از ايشان از باب برّو احسان گرفته شود اگر بدعت مداوم نشود بعد از او كه چون جزيه و ماليات گرفته شود . لكن خليفه گوش به اين حكمت بالغه نداد و پيروى از سابقين خود هم نكرد . پس دستور داد بگيرند و برگردانند بايشان و يا بفقرائشان . و در روايت دوّم ندانست كه حبّ صاحب مال حكم شرعى ثابت نميكند و امام عليه السلام او را متنبّه نمود باينكه مبادا جزيه باشد همين طور خليفه در عملش پيشى گرفت تا آنكه قومى بعد از او آمدند و او را اوّل كسى قرار دادند كه از اسب زكات گرفت و اعتماد بر عمل او كردند پس ميان آنها و كسانى كه پيروى از سنّت پيامبر كردند در عدم تعلق زكات باسب نزاع و زد و خورد واقع شد .

48 رأى خليفه در شب قدر

از عكرمه نقل شده كه گفت : ابن عباس گفت : عمر بن خطاب
الغدير ( فارسي ) — صفحة 311 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)