تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
عمر با مردم مشورت كرد در اين پس گوينده اى گفت پدر و مادر او را تعريف و مدح كرده است و ديگران گفتند ، براى پدر و مادرش مدح ديگرى هم غير از اين بود ما ميبينيم كه او را شلاق بزنى . پس عمر هشتاد شلاق به او زد . و نيشابورى در تفسيرش در سوره نور در ذيل قول خداى تعالى * ( الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً ) * كسانى كه زنان عفيفه و پاكدامن را نسبت ناروا ميدهند و چهار شاهد نميآورند پس آنها را هشتاد شلاق بزنيد . امينى گويد : من نميدانم بكدام يك از دو مصيبت بنالم آيا بقصور خليفه حكم مسئله يا بقصور معلمين و آموزگاران او از حقيقت آن و هر يك سخن ميگويد برأى ضعيفش : و زشتتر جريان عمل است بنابر آنچه كه گفته‌اند . اما حدّ پس نيست مگر به قذف و تهمت مسلَّم و آشكار و نفى كردن روشن و آن استفاده مىشود از قول خداى تعالى * ( وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ . . . ) * ( 1 ) و بنابر اين عمل صحابه و پيروان ايشان باحسان بوده چنانچه قاسم بن محمد ( 2 ) گويد : ما نميديديم جلد و شلاق زدن را مگر در قذف و تهمت واضح و نفى فرزند كردن صريح و روشن ( 3 )
هامش
( 1 ) سوره نور آيه 4 . ( 2 ) او قاسم بن محمد بن ابى بكر فقيه مدينه و يكى از هفت فقيه مشهور و پدر ام فروه والده ماجده امام جعفر صادق عليه السلام است . ( 3 ) سنن كبرى بيهقى ج 8 ص 252 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 288 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)