تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
لعنت نمايد ، پس او را خبر دادند به اين مطلب ، پس گفت قسم ميخورم به خدا كه او را البتّه مقيّد كنند ، پس بيرون آمد پس گفت كه مغيره نميپذيرد مگر على بن ابيطالب را پس او را لعن كنيد خدا او را لعنت كند ، پس مغيره گفت : او را بيرون كنيد خدا جانش را بگيرد ( 1 ) و احمد بن حنبل در مسندش ج 4 ص 369 نقل كرده از قطبه بن مالك گفت : مغيره بن شعبه ( لعنه الله ) جسارت و بدگوئى كرد از على عليه السلام ، پس زيد بن ارقم گفت : مسلَّما ميدانى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نهى كرد از فحش دادن به مرده گان پس براى چه سب ميكنى و فحش ميدهى على عليه السلام و حال آنكه مرده است . و نيز در ج 1 ص 188 نقل كرده احاديث بدگوئى او از امير المومنين عليه السلام در خطبه اش و اعتراض سعيد بن زيد به او .

42 « كل افقه من عمر حتى العجايز » هر كسى فقيه تر از عمر است حتى پيرزنها

وقتى عمر بن خطاب از شام برگشت بمدينه تنها حركت ميكرد تا بشناسد اخبار مردم را پس عبور كرد به پيره زنى در خيمه اش پس قصد او نمود . پس پيره زن گفت فلانى عمر چه شد گفت : او اينستكه از شام ميآيد . گفت خدا او را از من پاداش خوبى ندهد ، عمر گفت : واى بر تو براى چه ، پيره زن گفت براى آنكه به خدا قسم از روزيكه او خليفه شد
هامش
( 1 ) رسائل جاحظ ص 92 - اذلياء ص 98 .