پس مدارا كن با او سياستى باشد .
فلم يقبل النصح الذى قد نصحته
و كانت له تلك النصيحه كافيه
( 1 )
پس نصيحتى كه او را نمودم نپذيرفت و براى او اين نصيحت و مصلحت بينى كافى بود .
و علامه اردوبادى پاسخ او را بقول خودش داده كه ميگويد :
اتيت امام المسلمين بغدره
فلم تلف نفسا منه للغدر صاغيه
آمدى خدمت امام مسلمين با نقشه و خدعه اى پس اعتنا نكرد به كسى كه او براى مكر و خدعه ريخته شده و شنوانيدى پاره از سخنانرا كه در او اثر نكرد وقتى كه ديد خيانت از آن نمايانست : ترغيب كردى او را در امارت پسر هند كه امتناع كند دين را و نبينى از او مگر دورى از دين آيا ستمگارى مورد اطمينان است بر امارت رهنمونى كه دو مرتبه دشمنى خود را بر دين ابراز كرده آيا گرگ گله گوسفند را شبانى مىكند در حالى كه گرگ شكننده و دشمن گوسفند است و ايمنى از او در بيانها معمولى است و آيا گوشهايت شنيد بگو مرا در وقت كوتاهى بطوفانيكه وزيد پس برنگشت گرد و غبارش و آيا ايمنى است از افعى گزنده يك لحظه اى و حال آنكه از نيش او زهر كشنده جارى است پس يك روز
هامش
( 1 ) مروج الذهب ج 2 ص 16 تاريخ طبرى ج 5 ص 160 ، تاريخ ابن كثير ج 8 ص 128 ، استيعاب ج 1 ص 251 ، تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 172 .