بقضاياى نادره از كتاب و سنّت .
م - و اگر تعجّب كردى پس تعجّب كن از قول جصّاص در احكام القران ج 1 ص 505 و اما آنچه روايت شده از عمر كه او مهريّه را در بيت المال قرار داد پس او معتقد شده كه آن مهريّه براى آن زن از طريق نامشروع حاصل شده پس راه آن اينستكه تصدّق در راه خدا داده شود پس براى اين آن را در بيت المال قرار داد سپس برگشت بگفته على عليه السلام و مذهب عمر در اينكه قرار داد مهريّه او را براى بيت المال چون براى آنزن از طريق ممنوع تحصيل شده بود مثل آنست كه از پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله روايت شده در گوسفنديكه بدون اذن مالكش گرفته بودند و آن را پخته و براى آنحضرت آورده بودند پس نزديك نبود كه جايز باشد براى آنحضرت وقتى كه خواست از آن ميل نمايد : پس فرمود : كه اين گوسفند مرا خبر ميدهد كه او را بدون حق گرفتهاند پس بآنحضرت خبر دادند كه چنين است . پس فرمود آن را باسيران دهيد . و دليل اين نزد ما اينستكه آن گوسفند مال آنها شده بضمان قيمت پس امر كرد ايشانرا به صدقه دادن آن براى آنكه آن گوسفند از طريق ممنوع مال ايشان شده بود و آنها قيمت آن را به صاحبانش نداده بودند 10 ه
حبّ و دوستى بخليفه جصّاص را كور و نابينا كرده بود پس اراده كرده بود كه دفاع كند از او هر چند كه به چيزى باشد كه او را نشان كند بداغ جهل و نادانى
بدان كه مسائل اين يگانه دفاع كننده از مالى كه از طريق منع حاصل شده چه وقت راهى داشته كه تصدق داده شود به آن تا آنكه آن را مذهب خود قرار داده و اگر چه موضوع از مصاديق آن نباشد و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٢٦