معلوم است و مشهور و پيش قدمى و سبقت او بر اهل زمانش قابل انكار نيست .
و لكن اين چموشى قلم من است بامّيد آنكه استاد ما ( امينى ) قبول نمايد . پس بپذيرد نامه چيده شده از چهره امير المؤمنين از ديدگاه خرد كه زحمت محدود من توانست استخراج كند از لابلاى تاريخ و ازاء اين قصور ما صورت تقليد كامليست كه در كتاب ( الغدير ) شما ظاهر شده .
مخلص : عبد الفتاح - عبد المقصود
صريح نامه او
- اسكندريّه ذى حجه 1367
جناب مستطاب محترم علَّامه بزرگوار استاذ عبد الحسين احمد امينى ( حفظه الله ) .
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته . و بعد
نزديك بود كه شرمندگى من از شما موجب شود كه نامهام را از شما حس نمايد پس جدّا كه من تقصير كردم در حقّ شما چه تقصيرى و همواره وسائل و اسبابى ميجستم كه تبرئه كند نزد شما قصور مرا پس پناه دهد مرا از آن چيزى كه نزديك كند مرا به بخشودن شما . و لكن من الآن استعانت ميجويم به كرم و بخشش شما و آن را تقديم بشما ميكنم بدون عذريكه مقدّم بدارم و كفايت كند مرا به اين بخشش كه شفيع باشد نزد شما .
زيارت كردم جزء پنجم از كتاب ( الغدير ) را و براستيكه آن در حقيقت كتابيست ابدى و كوششى است پيگير يگانه سزاوار است كه بر آن حسد بورزد بر تو رقابت كننده و غبطه خورد بر تو دوست مهربان
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 17
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٧