تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 20

مساهمون:

صمقدمة ٢٠
و آگاهى عميق و شكيبائى بسيار . و اين - اى شيخ بزرگوار . . . كمتر از اندك است در جانب فضل و بزرگوارى شما و برابر آنچه كه افاده نمودى از تأليفاتتان و من اشاره كردم در حاشيه به آنچه را كه فرا گرفتم از شما نزد سخن شما بر پسر عاص و اگر من مناسب ميديدم كه فراگيرم از مصادر شيعيان هر آينه تو را يگانه و تنها مرجع خود قرار ميدادم زيرا كه كتابهاى گرانبهاى شما فقط مجمع احاديث نيست بلكه آن دائرة المعارفى است كه اقرار مىكند به آن بيان و تاريخ را مطمئن ميسازد و آفاق معرفت و شناخت را ميگشايد و سبز مىشود شعر تا آنكه فرا ميگيرد خواننده را موجى از غبطه و حسرت پس احساس نميكند مگر آنكه دو لبش بهم مىخورد به دو لفظ سبك و ملايم بر زبان و سنگين در سنجش و ميزان الله اكبر . و من فرا گرفتم بيشتر آنچه را كه شما فرا گرفتى از افراديكه مورد اعتمادند از مورّخين سنّت تا آنكه براى اعتراض كننده گان حجّتى و بهانه اى نباشد و خدا ميداند كه من نمىگويم مگر حق را پس براستى كه كسى كه قلمش مشرف مىشود بذكر ابو الحسن هر آينه بينياز - ترين مردم است از ساختن افسانه‌هاى تاريخى و البته بحث مىكند از قطره آبى يا خار را ميفشارد تشنه كامى كه سخت تشنه شده در بيابان و لكن همسايه فرات و دجله و نيل هرگز تشنه نشود . و دليلها به بزرگى امير المؤمنين بلكه امير عرب هر آينه بيشتر از آنست كه به حساب آيد و كار كسى كه ميخواهد آن را به حساب آورد كار كسيست كه طلب كند ذرّات اشعّه خورشيد را و من اكتفا ميكنم بيكى از آنها در اين نامه و رسانه و آن : اينكه برخورد ميكنند بر حبّ و دوستى