بشريت گمراه از داغى گناهان .
متنفّر بود از بديهادر مادّيات و معنويات و ستيز نمود با بدى در انديشههاى باطله و نفوس فاسد شده جنگيد با بديهائى كه در فقر و تنگدستى بود . فقريكه ارزان مىكند بدنها و روانها را به اين جهت روان او در امان بود از غائله و بليّه فقر و خود را واكسن ضدّ نياز نمود به زهد و پارسائى .
و جنگيد با بدى هراسيكه ذليل مىكند دلها را پس خود را افكند به روى مرگ هر جا كه آن را ديد تا سرنگون كرد دولت ترس را و گريزاند هيبت آن را . بالاخره افسانه اى شد از افسانهها در شجاعت دليران و جنگيد با بدى نادانى كه ميكشد ادراكات بشر را .
به اين جهت از سرچشمه خدمت نبوّت آشاميد و انديشه نمود در قدرت الهى در آيات قرآن و نشانههاى هستى . تا اينكه شد براى اهل زمان خود و زمانهاى بعد چراغى براى معرفت و نورى براى خرد كه مانند آن نور نيست . او دوستار خوبيها بود براى خوبى آن نه به قصد تجارتيكه سود و زيانش را منظور كند . خوبيها براى حضرتش در يك آن هدف بود و وسيله . وسيله بود كه قطع ميكرد وسائل ديگر را هدف بود كه بالاتر از آن هدفى براى خاطر انسان كامل نبود .
بدرستيكه خوبى خواسته و محبوب انسانست كه سزاوار است در پى او كاوش كند .
جهان بدون على عليه السلام بازار گمراهى است و انسانيّت بى وجود او كانون جاهليّت و نادانى . پس از آن چرا زياد روى كنم در سخن و نيست اين مطالب مگر ما حضريكه قلم تقدير او را نوشته نه به قصد ترجيح دادن مقام على . بدرستيكه فضل و برترى آنحضرت
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 16
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٦