تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 14

مساهمون:

صمقدمة ١٤
مانند دادگر و دادستان منصفى ميسنجد در دو كفّه ترازو . و بعد از آن مينويسد . كه كدام كفّه سنگينتر است . و شايد يك نگاه تنديكه شخص بيطرفى بر صفحه‌هاى اين كتاب افكنده بويژه آن صفحاتيكه مخصوص احاديث دروغ و دروغگويان است . و آن نظر سريع ضامنست كه علامه امينى را وا نمود كند كه پژوهشگر امينى است . از براى فشرده نمودن رأى خود باريكترين اسلوب مباحثه منزّه صحيح را اختيار نمود براستى كه حديث غدير بدون شك حقيقتى است كه باطل به آن راه ندارد روشن است مانند روشنى روز . و بدرستيكه آن يك دمى است از دمهاى الهاماى كه از روان پيامبر بزرگوار موج زده كه بيانگر باشند مقام در پس پرده آن حضرت و برگزيده و برادر او از ميان امّتش و برگزيده گان انتخابى او و آن برهانيست منقول براى امام و حق غصب شده اش كه امينى كوتاهى نكرده است در ظاهر كردن آن برهان در خطوط كتابش و كوتاهى نكرده است براى حفاظت اين برهان بكشيدن حصار محكم استوارى از سندها و مدارك تاريخى مانع شونده اى از ياوه سرائى - هاى هوس بازان . و همچنين براى كسى كه بخواهد خدشه اى نمايد چه ظالم باشد و چه نادان . خدشه كند بدروغى بيايد بما نشان دهد كيست در ميان اصحاب نيك پيامبر كه پيشى گيرد از حضرت امير المؤمنين در وقتى كه مزيتها و مناقب گفته شود . من در گذشته و در حال . اخلاق و مواهب و موجبات شخصيّت را مقياس بزرگى انسان قرار مىدهم تا به حال نديدم شخصى بعد از پيامبر سزاوار باشد كه شخص دوّم باشد يا هم وزن او باشد قبل از پدر فرزندان پاك پيغمبر ( ص ) .