و من به اين مطلب وادار نشدم كه از براى مذهبى يا تشيّع هيجان و حماسه اى بيافرينم بلكه اين رأئى است كه حقايق تاريخ گويا اوست .
البتّه امام ( امير المؤمنين على عليه السلام ) اوست برجسته - ترين مرديكه ناز است قرنها و زمانها از آوردن مانند آن تا آخر روزگار و هنگاميكه روانهاى هدايت طلب خواهان راحتى و آرامش از اخبار آنحضرت است روشن مىشود براى روانها از هر خبرى پرتوى . پس نيست او مگر انسانى كه ريخته شد از كمال پشتيبانى كرد حق را براى خود حق براى ثمراتيكه بر آن مترتّب مىشود و نه براى پاداشى از اين كار و نبرد با باطل كرد براى نه پذيرفتن باطل و از روى محبّت در تبرء دادن انسانيّت و الا كه خودش ( حضرت امير المؤمنين ) عليه السلام به آن ايمان داشت كه مبادا اين انسانيّت متّهم شود بصبر كردن از آنچه كه از حق دور مىكند بدون اينكه از حق نهضتى كند هميشه از بديها متنفر بود از روزى كه ديده اش بجهان باز شد به اندازه تنفرش از فروگذارى و پائين آوردن خداوند از يكتائيش در قدرت نمائى . به اين سبب امتناع نمود از خضوع كردن در برابر بتهائيكه پيشانيهاى عرب براى آنان خضوع ميكردند . در حالى كه هنوز كودك بود زيرا ديد بتها را كه شرورى هستند كه برخورد ميكنند به قداست ذات پروردگار در روان انسانها . . . و كراهت او در تجاوز نمودن ستمكار بر آزادى مظلوم ناتوان . .
پس نبرد نمود آن كارزارى را زيرا كه همگان ديدند در اوّل بعثت براى دفاع پيامبر براى پايدار شدن ( كلمه الله ) ( لا إله الَّا الله ) و نشر دادن راه هدايت كه ضامن است براى نجات
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 15
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٥