و حقّا كه قلم من جارى شد به چند كلمه ناچيز از آن كه نميرساند برخى از حق آن را بر من از قدردانى كردن . جز آنكه پوزش و عذرخواهى من اينست كه شما از كسانى هستيد كه كناره جوئى مىكند از تعريف .
پس ايا نمىپذيرى آنچه را كه نوشتم از آن و فرستادم اكنون . پس بدرستيكه آن خاطره و انديشه اى بود كه ثبت كردم آن را براى ياد بود و براى شماست از من درود دائمى و آرزوهاى خالصانه .
مخلص
عبد الفتاح - عبد المقصود
نامه سوم
برخورد كرديم آن را از پژوهشگر مسيحىها شاعر دادگران و دادگر شعراء استاذ بولس بيروتى است كه گواهى ميدهد بر او به عدالت در قضاوت و داورى و پختگى و رشد در انديشه و انصاف در دادگرى و آگاهى در برترى دادن و قدردانى براى حقايق اسلاميه و تواضع بتاريخ صحيح پس آفرين بر او و به ادراك او و سياسى براى او بر تراوت قلم بخشنده او بدرها و گوهرها و شمشهاى طلاى انباشته شده .
و براى ماست كه او را حساب كنيم از كسانى كه از آبخوار غدير گواراى ما آب خواسته پس ظاهر شد در دوستى خاندان پاك پيامبر و بنظم درآورد قصيده عربيّه غرّاء خود و درخشنده كرد چهرهء تاريخ را به آنچه كه در آنست از حقايق و لطافتهاى مطالب صحيح تاريخى .
19 / ذى قعده / 1367
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 18
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٨