فراوانست به اندازه آنكه درياى ژرفى داراى قطرات آب باشد و به اندازه ايكه ريگهاى كناره دريا را پوشانده باشد .
و امينى آن غوّاص و شناوريست كه موكَّل و متكفّل شده به پرده برداشتن از گوهرهاى گرانقدر تا آنجا كه ملهم شد كه عارى و خالى كند از آن ته دريا را . آنگاه گوهرشناسى صاحب دست سازنده تأليف و تصنيف مىكند عقد و گردن بند ابديّت را ما دامى كه وانگذارد بعد از آن آشوبها براى بيننده گان .
اين كوششى است كه از توان و طاقت بزرگتر است همّت مؤلف بزرگوار او را خسته نكرد و شكيبائى او را به كمتر خواسته اش قانع ننمود و من پيوسته در تعجب و شگفتى هستم - و سزاوار است شگفتى من - چگونه توانست كه وقت خود را رام كند از براى پژوهش و بحثيكه بيش از هزار و چند صد سال در حالى كه نا اميد و خسته نشد براى پرده بردارى از تحفه هائى كه در خاطرها كه نزديك بود گرد و غبار روزگار آن را بپوشاند از ديده گان نسل امروز و لكن صبر و شكيبائى او كه زاده ايمان اوست ايمانى به اندازه عمل او و فوائد عمل او .
و ايمان او بشخصيّت با عظمت امير المؤمنين عليه السلام رسيد به بالاترين قلَّه و بسيار مشكل است كسى كه غدير را بخواند و بتواند در اين مدّت كوتاه حق او را ادا كند . و من اعلام ميكنم قصور خود را پيش از قدردانى از كتاب غدير و نسبت اين كتاب كه فقط داراى گلهاى شكوفاى ادبى باشد و نه شعريست كه از گلچين شعرها تنظيم شده باشد و نه صفحه هائى است كه از لابلاى تاريخ انتخاب شده باشد .
و نه داستانهاى زنده ئيست كه زمانهاى گذشته را به ياد آورد و مردان و قهرمانان تاريخ را منعكس نمايد بلكه تمام اينهاست و چيزهاى
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 12
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ١٢