از او دربارهء « بدر » بپرس كه شمشيرش چگونه با كشتن دشمنان خدا جلا يافته بود ، آنگاه كه نيزهها همانند ستارگان درخشان در آسمان غبار آلود ، پنهان و آشكار مىشد .
از او دربارهء « خيبر » بپرس اگر از اخبار و آثار صحيح ، در اين باره بى خبر مانده اى . و از مردم « هوازن » بپرس كه حيدر چگونه در آن روز همانند شير شرزه فداكارى و حمله نمود .
و اسأل بخم عن علاه فانها
تقضى بمجد و اعتلاء منار :
« دربارهء مرتبه و مقام عالى او ، از داستان تاريخى » غدير خم « بپرس كه دليل قاطعى بر عظمت و بزرگوارى اوست » .
و با دوستى او هر مقصرى اميد نجات دارد و گناهان بزرگ از او ريخته مىشود .
برو به سوى زمين نجف و در آنجا توقف كن و زمين آن را ببوس و زيارت كن كه بهترين مزارها است . و در آنجا با كمال تواضع و تعظيم زيارت كن ، چنان كه در خانهء خدا زيارت مىكنى و بگو : درود بر تو اى بهترين مردم ! و اى پدر هدايت - كنندگان بزرگ و نيكوكار .
اى آل طه و اى كريمان امروز ، سوگند با شما است ، زيرا در عصر ما « يمين فجار » نيست .
من به شما علاقمندم به اين اميد كه آرزوهايم وسيلهء شما پنج تن بزرگوار برآورده شود .
پس بر شما از ناحيهام درود باد ، زيرا شما منتهاى اميد و آرزويم هستيد » ( 1 ) .
او قصيده اى دربارهء مدح خاندان پيامبر اكرم دارد كه در صفحهء 197 كتابش « كشف الغمه » چنين آمده است :
هامش
( 1 ) او در كشف الغمة صفحه 78 گفته است : اين قصيده را در كنار حرم امير المؤمنين عليه السلام سرودهام -