تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
« متعرض دوستى مردمى باش كه ريسمان معروفشان نيرومند و محكم است ، برگزيدگان خدا در ميان مردمند كه چهرهء دوستانشان نورانى و درخشان است ، امناء بزرگوار خدا و ارباب كرمند كه فضيلت آنان مشهور است ، بهره رسانندگانند هنگامى كه تلاشها بى ثمر مىماند ، و پناه دهندگانند هنگامى كه پناه دهنده اى نيست ، آنان داراى ريشه‌هاى پاك و طهارت مولدند از شكمها و پشتهاى پاك به دنيا آمده‌اند ، آنان عترت پيامبر اكرمند و اى كسى كه پرسيدى ، افتخار به على كه معالم دين خدا وسيلهء او محكم شده و زمين از اضطراب به خاطر او در امان مانده ترا بس است كه خداوند وسيلهء او در آن هنگام كه ياورى جز او در ميان مردم نبوده پيامبرش را يارى كرده است ، و با فرزندانش كه هاديان مردم بسوى حقند ، تاريكيها را روشن و مبهمات را آشكار فرموده است ، از او دربارهء حنين و بدر بپرس كه جز انسان آگاه بپرسشت پاسخ نخواهد گفت ، در آن هنگام كه آتش جنگ شعله ور بود جز او كسى غبار غم از چهرهء رسول خدا و مسلمين دور نمىكرد .
حسدوه على مآثر شتى و كفاهم حقدا عليه الغدير :
« به افتخارات زيادش حسد بردند و تنها داستان غدير براى حسد بردنشان كافى است . » او شيرى است كه در موارد دشوارى ، جز چكاچك اسلحه صدائى از او شنيده نمىشود ، او قلبى آرام دارد و هيچ گاه مشكلات در او سستى پديد نخواهد آورد ، و هنگامى كه نيزه هايش كند شود ، شمشيرها را برهنه مىكند ، زيرا دشمن در برابرش قطعه قطعه شده و به خاك افكنده شده است ، او داراى ثبات و صبرى است كه با قلم قضاء الهى درباره اش نوشته شده كه به حكم آن حوادث واقع مىشود ، او داراى افتخاراتى است كه عطر آن افق را معطر كرده و از آن بوى مشك و عبير مىآيد »

شخصيت شاعر ما

بهاء الدين ابو الحسن على بن فخر الدين عيسى بن ابى الفتح اربلى مقيم بغداد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 344 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)