و مدفون در آن ، يكى از نوابغ و از دانشمندان كم نظير جهان اسلام است كه با دانش و معلومات چشمگيرش در قرن هفتم درخشيد ، او در زمرهء بزرگترين علماء علم ادب پيش از خود قرار دارد و اگر چه لؤلؤ نگارش وسيلهء او گرد آورده شده و گردن بند شعر از او نظم يافته است ، اما با اينحال او يكى از سياستمداران عصر درخشانش بوده كه شانههاى وزارت وسيلهء او بالا رفت و بساط آن رونق گرفت چنان كه حقيقت فقه و حديث وسيلهء او آشكار گرديد و سنگرهاى مذهب وسيلهء او حمايت شد .
و كتاب ارزنده اش « كشف الغمه » بهترين كتابى است كه دربارهء تاريخ پيشوايان دين و نشان دادن فضائلشان و دفاع از حريمشان و دعوت به سوى آنان نوشته شده است . و آن كتاب دليل قاطع بر دانش زياد او و مهارتش در حديث ، و ثباتش در مذهب ، و نبوغش در ادب ، و جلوه اش در شعر است ، خداوند او را با عترت پاك پيامبر محشور فرمايد .
شيخ جمال الدين احمد بن منبع حلى ، تقريظى كه بر كتابش نوشته در ضمن آن چنين آورده است :
« آگاهانه و با سوگند به نويسندهء اين كتاب بگو كه : به منتهاى مقصودت نائل گشتى و با تأليف آن چيزهائى از فضائل اهلبيت عصمت و طهارت را آشكار كردى كه دشمنان را ناراحت مىكند » .
مشايخ روايت او و كسانى كه از او روايت كردهاند
: او از بسيارى از بزرگان فريقين ، ( سنى و شيعه ) روايت مىكند كه از آن جمله است :
1 - آقاى ما رضى الدين جمال الملة ، سيد على بن طاوس متوفى در سال 664 ه .
2 - آقاى ما جلال الدين على بن عبد الحميد بن فخار موسوى كه در سال 676 ه به او اجازه داده است .
3 - شيخ تاج الدين ابو طالب على بن انجب بن عثمان مشهور به ابن الساعى