عزل شد و روانهء زندان گرديد ، پس از مدتى از آن آزاد شد و وكيل كاتب دربار امير « عدة الدين ابى نصر محمد بن الناصر لدين اللَّه » گرديد و در اين شغل باقى بود تا در نيمهء شعبان سال 616 ه در سن پيرى فوت كرد و در مقابر قريش يعنى كاظمين دفن شد ( 1 ) .
ابن جميل فرزندى دارد به نام « صفى الدين عبد اللَّه » كه از شعراى معروف ايام مستعصم باللَّه بود و در سال 669 ه فوت كرده است ( 2 ) و نيز برادرى دارد به نام « قطب الدين » كه ابن و اصل حموى مورخ معروف درباره اش چنين مىنويسد :
« جدم تاج الدين نصر الله بن سالم بن و اصل به همراه قاضى ضياء الدين قاسم بن شهرزورى ، در هيجدهم شعبان 595 ه از موصل به بغداد آمدند ، وقتى كه وارد بغداد شدند ، خليفه الناصر لدين اللَّه دستور داد آنها را در » باب الخبازين « سه شنبه بازار فرود آوردند ، سپس تاج الدين در خانهء وزير دارائى وارد شد .
پدر حموى مورخ ياد شده مىگويد : ميان پدرم ( تاج الدين ) و وزير دارائى « شمس الدوله محمد ابن جميل فزارى » دوستىاى بوده كه وسيلهء رفاقت پدرم با برادرش « قطب الدين » در سفرهاى عديده اى كه به دمشق كرده بوده حاصل شده بوده است .
وقتى كه توقف ما در بغداد بدين كيفيت طول كشيد و جريان به گوش همه رسيد و دوستىها زياد شد ، شمس الدوله و پدرم به خاطر آنكه در زحمت نباشند بديدن يكديگر مىرفتند ( 3 ) .
ادب و فرهنگ مجد الدين ابن جميل
شكى نيست كه روشنى ادب و فرهنگ شخص ، نشانهء روشنى شرح حال و يا
هامش
( 1 ) اصول التاريخ جلد 19 صفحه 166 - معجم الادباء جلد 7 صفحه 110 - سيوطى از معجم الادباء چنان كه در « بغيه » صفحه 107 آمده نقل كرده است و ذهبى به نقل از مجد الدين ابن نجار ، شرح حال او را نوشته است - اصول التاريخ صفحه 24 - 247 .
( 2 ) الحوادث الجامعه صفحه 184 - 368 .
( 3 ) اصول التاريخ و الادب جلد 23 صفحه 57 .