تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
قرن هفتم

57 مجد الدين ابن جميل

متوفى در سال 616 ه . ق او نيز دربارهء « غدير خم » اشعارى دارد كه ترجمهء قصيدهء معروفش چنين است : « او آمد در حالى كه روبندش را كنار گذاشته بود و سياهى گيسوانش ، همه جا را تاريك كرده بود . و اشكش همانند ژاله اى كه باد صبحگاهى آن را فرو مىبارد ، جارى بود . و گفت : حوادث روزگار ترا چنين گرفتار كرد ، در صورتى كه تو پناه گرفتاران بودى ؟ ! و از همه چيز ، ترا محروم كرد در صورتى كه تو سرپرست بيوه زنان و يتيمان بودى ؟ ! به او گفتم : آرى روزگار چنين جنايت مىكند ، اما چشمت روشن كه ماه حرام خواهد آمد . و من در آن ماه دعا خواهم كرد و مدح على عليه السلام را پيش روى خود قرار خواهم داد . و آن را در حالى كه پاكيزه است و بوى مشك از آن مىآيد ، بسويش مىفرستم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 298 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)