تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
جوانمردى را زيارت مىكند كه گويا شانه هايش از كوه ابو قبيس هم برتر و بالاتر است . هنگامى كه از دستهاى دهنده ياد مىشود ، باران شديد بهارى كه تشنگان را سيراب مىكند در برابر بخشش و عطايش ناچيز است و از بذل و عناياتش رو سفيد . هرگاه پسر هند ( معاوية ) بر او وارد شود ، با خوشروئى و بخشش و تبسم با او روبرو خواهد شد . و اگر به آسمان توجه كند اگر چه در آن باران نباشد ، باران شديدى از آن خواهد باريد . و مىبوسد از خاك « ابو تراب » خاكى را كه امراض غير قابل علاج را علاج مىكند . مىرود پيشش و بر مىگردد و با اين كار به مقصود نائل مىگردد . به قصد برادر پيامبر و كسى كه رسولخدا به او او صافى را بخشيد كه بدانوسيله از ديگران برترى يافت ( مىرود ) .
و من اعطاه يوم غدير خم صريح المجد و الشرف القدامى و من ردت ذكاء له فصلى اداءا بعد ما ثنت اللثاما و آثر بالطعام و قد توالت ثلاث لم يذق فيها طعاما :
« كسى كه پيامبر اكرم در روز » غدير خم « مجد و شرافت آشكار را به او عنايت كرد . كسى كه خورشيد برايش برگشت تا نماز را در وقتش بخواند در صورتى كه تاريكى داشت همه جا را فرا مىگرفت . او كسى است كه سه روز متوالى غذا نخورد و غذايش را به ديگران داد . غذايش را قرصى نان جو تشكيل مىداد و راضى نمىشد ، جز مقدارى نمك سائيده خورشتى براى آن قرار دهد . اى ابو الحسن تو جوانمردى هستى كه اگر كسى به تو پناه ببرد پناهش