« هر كس از من حديثى را كه مىداند دروغ است ، روايت كند او يكى از دروغگويان است » ( 1 ) .
و قرآن مجيد نيز در اين باره مىفرمايد : و لو تقول علينا بعض الاقاويل لاخذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين فما منكم من احد عنه حاجزين و انه لتذكرة للمتقين و انا لنعلم ان منكم مكذبين : « اگر پيغمبر بعضى گفتگوها را به ما نسبت مىداد او را بشدت مىگرفتيم و شاهرگش را مىبريديم و هيچ يك از شما حائل او نمىشديد كه قرآن پندى براى پرهيز كارانست و ما مىدانيم كه بعضى از شما تكذيب كنندگانيد » ( 2 ) .
اين حفاظ و مورخان با اينكه به حقيقت اين دروغهاى ساخته شده عالم بودند ، آن را به رسول خدا نسبت دادند « آنان از پيش گمراه بودند و بسيارى از مردم را نيز گمراه كردند و از رسيدن به راه راست باز ماندند ، ستمگرتر از آنكه دروغى بنام خدا بسازد كيست ؟ آنان به پيشگاه خدا عرضه خواهند شد و شاهدان گويند : همين كسانند كه بپروردگارشان دروغ بستند ، اى لعنت خدا بر - ستمگران باد » ( 3 ) .
آيا فكر مىكنيد كه آنان در اين دروغ گفتنهايشان جاهل بوده و تعمد نداشتهاند چنان كه قرآن مجيد مىگويد : « و نيست براى آنان دانشى ، و از روى كورى و كرى دروغ گفتند ، و مىپندارند كه بر حقند ، و برخى از آنان بيسوادند و از كتاب جز آرزوهائى نمىدانند و نيستند آنان جز اهل پندار ، پس چه كسى ستمگرتر از آنست كه به خدا از روى دروغ افترا مىزند تا مردم را از روى بى دانشى گمراه كنند ، خداوند مردم ستمگر را هدايت نمىكند ، پس واى بر آنها از آنچه كه دستهايشان نوشته و واى بر آنها از آنچه كه كسب كردهاند » .
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد جلد 4 صفحه 161 - المنتظم جلد 8 صفحه 268 .
( 2 ) سورة الحاقة آيات 44 - 45 - 46 - 47 - 48 - 49 .
( 3 ) سورة هود آيهء 18 .