راستى و حقيقت و در بازار دانش و معرفت ارزش و اعتبارى ندارند .
اينها جز ساختهء دستهاى بهتان و دروغ نيست كه انحراف از قانون عدالت و راه راست و دورى از فرمان امانت ، آنها را پرداخته و پديد آورده است .
اين روايات مجعول ، جز رنگهاى دروغ و وارونه جلوه دادن حقائق نيست كه صفحات تاريخ بدان وسيله چنان زشت جلوه داده شده كه هيچ دانشمند دين دارى آن را نمىپسندد و هيچ تحصيل كردهء آگاه به آن اعتماد نمىكند و هيچ سالك راه خدا آن را راه صحيح انتخاب نمىكند و هيچ طالب حق مقصودش را در آن جستجو نمىنمايد .
اينها جز سر و صداها و عربدههاى تو خالى نيست كه مطامع مادى و لذتهاى زودگذر زندگى آن را پديد آورده است . اينها جز گوشه اى از آتش فتنههاى گمراه كننده و نمونه اى از لهيب خواهشهاى نفسانى نيست كه نادان بيچاره را گول مىزند و از رشد و تكامل بازش مىدارد و او را در شناخت دينش چنان حيران و سرگردان مىكند كه ريشههاى سعادتش را مىسوزد .
اينها جز دروغهاى شاخدار رائج نيست كه براى انحراف امت اسلامى از راه هاى راستى و امانت و برانگيختنش بر دروغ بستن به خدا و پيامبر و امناء و ثقات امتش ساخته شده است .
حال ، آيا انسان پژوهشگر براى نجاتش از اين ورطههاى تاريك ، راهى مىيابد ؟ و آيا براى خلاص شدن از اين زنجيرهائى كه دست و پايش را بدون توجه بسته است ، اميدى هست ؟ و اصلا مدرك مورد اعتماد و محكمى كه شايستگى آن را داشته باشد آدمى به آن مراجعه كرده و اعتماد نمايد وجود دارد ؟ و بر چه كتاب و سنتى سزاوار است كارش را موكول نمايد ؟ آيا كتابها مشحون به اين دروغهائى تصريح بر ساختگى بودن آنها شده نيست ؟ آيا اين صدها از هزاران احاديث دروغى نيست كه در ضمن تأليفات و كتابها پراكنده است ؟
آدمى وقتى كه مىبيند برخى از مؤلفين ، آن احاديث دروغ را به شكل
الغدير ( فارسي ) — صفحة 276
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٦