ارسال مسلم تلقى كرده و برخى ديگر آنها را با اسناد دروغين جاى صحيح ، قالب مىكنند ، و برخى ديگر آنها را بدون آنكه توجه دهند كه در متن و يا سندشان نواقصى هست نقل مىكنند ، راه به جائى نمىبرد و نمىداند كه چه كند ؟
همهء اينها دربارهء رديف كردن فضائل ( خلفاء ) و يا اثبات ادعاهاى بى اساس در مورد مذاهب بوده است .
آدمى وقتى كه در برابر چنين مشكلاتى قرار گرفت از خود مىپرسد كه چه كند ؟ با اينحال مىبيند كه وراى اين نويسندگان آلوده و منحرف ، دروغگوى قرن چهاردهم ( قصيمى ) قرار دارد كه در كمال پر روئى ادعا مىكند : « در ميان رجال حديث اهل سنت ، كسى كه متهم به كذب و حديث سازى باشد ، وجود ندارد ! »
بنابراين گناه نادان بيچاره در نشناختن حقيقت چيست ؟ و چه چيز مىتواند سنت صحيح را از نا صحيح به او بشناساند ؟ و چه دستى قادر است او را از ستم دروغ و تزوير خلاص كند ؟ و آيا مصلحى پيدا مىشود كه در خود انگيزهء دينى درستى بيابد و چنين انسان گرفتار و سرگردانى را از گمراهى نجات دهد ؟ !
آرى « ما براى او در اين الواح ، از هر چيزى پندى نوشتيم و همه چيز را توضيح داديم تا هر كس كه هلاك مىشود و يا زنده مىماند روى دليل آشكار باشد ، و ما براى آنها كتابى آورديم كه بر اساس علم تفصيلش داديم تا براى مؤمنان هدايت و رحمت باشد ، و به آنها حقائق آشكارى ارائه داديم ، و اختلاف آنها بعد از دانائى و به جهت ستمكارى خواهد بود كه پروردگارت روز قيامت دربارهء آنچه كه در آن اختلاف كردهاند حكم خواهد فرمود ، بنابراين ترا بر آئين حق قرار داديم ، پس از آن پيروى كن و از هواهاى كسانى كه نمىدانند پيروى مكن ، مبادا آنهائى كه به آن ايمان ندارند و از هواهايشان پيروى كرده و سقوط نمودهاند ، ترا از پيروى آن باز دارند ، درود بر كسى كه از حق پيروى نمايد » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) عباراتى كه در ميان گيومه نقل شده همه اقتباس از آيات قرآن بوده كه ما ترجمهء آنها را آوردهايم .