تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
آيا خود عمر راوى احاديثى كه در صحاح و مسانيد دربارهء على عليه السلام از قول رسول خدا آمده نيست ؟ كه رسول خدا در آن فرموده است : « على نسبت به من به منزلهء هارون نسبت به موسى است ، نهايت آنكه پيامبرى بعد از من نخواهد بود » و آنچه را كه در روز خيبر فرموده است : « فردا پرچم را به مردى كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبر نيز او را دوست دارند ، خواهم داد » و آنچه را كه در روز غدير فرموده است : « كسى را كه من مولاى او هستم على مولاى اوست ، خدايا دوست بدار كسى را كه او را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه او را دشمن دارد . » و گفتهء ديگرش : « هيچ كس داراى فضائلى همانند فضائل على نيست كه صاحبش را به سوى هدايت رهنمون باشد و از پستى و ضلالت بازش دارد » و فرمودهء ديگرش : « اگر آسمانها و زمينهاى هفتگانه در كفه اى گذارده شود و ايمان على در كفهء ديگر ، قطعا ايمان على فزونى خواهد داشت » . ( 1 ) آيا آيات مباهله ، تطهير ، ولايت و نظائر اينها كه دربارهء ستايش على ، بزرگ عترت نازل شده پيش عمر برابر با آن چند حديث ساختگى نيست كه دربارهء آن كسانى كه عمر آرزوى زنده بودنشان را كرده رسيده است ؟ ! چه رسوائى ننگبار است كه عمر مثل سالم بن معقل غلام بنى حذيفه را كه اصلا ايرانى بوده تنها فرد شايسته براى خلافت مىداند و هنگامى كه ضربت مىخورد آرزوى حياتش را مىكند و مىگويد : « اگر سالم زنده بود خلافت را به » شورى « نمىگذاشتم ؟ ! » ( 2 ) و چقدر بر رسول خدا سخت است كه برادرش امير المؤمنين حتى با بردگان و غلامان ( تازه مسلمان ) از امتش برابر دانسته نشود ، با آنكه آن همه نصوص در كتاب و سنت درباره اش وارد شده است ؟ ! آيا خود عمر نبود كه در سقيفه عليه انصار احتجاج به گفتهء پيامبر اكرم نمود
هامش
( 1 ) اين روايات ، چنان كه خواهد آمد ، همگى از طريق عمر بن خطاب روايت شده است . ( 2 ) طبقات ابن سعد جلد 3 صفحهء 248 - التمهيد باقلانى صفحهء 204 - الاستيعاب جلد 2 صفحهء 561 - طرح التثريب جلد 1 صفحهء 49 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 254 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)