چه كسى را بر امت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ، ولى قرار دادى ؟ مىگفتم : خدايم از بنده و پيامبرت شنيدم كه مىگفت : براى هر امتى امينى است و امين اين امت ابو عبيدهء جراح است .
و اگر معاذ بن جبل زنده بود او را خليفه قرار مىدادم ، وقتى كه پيش خدايم مىرفتم و از من مىپرسيد : چه كسى را بر امت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم ، پيشوا قرار دادى ؟
مىگفتم خدايم ، از بنده و پيامبرت شنيدم كه مىگفت : معاذ بن جبل در قيامت در زمرهء علماء محشور مىگردد .
و اگر خالد بن وليد زنده بود او را پيشوا قرار مىدادم وقتى كه پيش خدا مىرفتم و از من سؤال مىكرد : چه كسى را بر امت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم « ولى » قرار دادى ؟
مىگفتم : خدايم از بنده و پيامبرت شنيدم كه مىگفت : خالد بن وليد شمشيرى از شمشيرهاى خدا بر مشركان است .
و ليكن من خلافت را در كسانى قرار مىدهم كه رسول خدا مرد در حالى كه از آنها راضى بود . . . » ( 1 )
امينى مىگويد :
اى كاش عمر بن خطاب آنچه را كه از رسول خدا دربارهء على بن ابيطالب شنيده بود ( ولو يك حديث آن را ) كه حفاظ با سند خود از او نقل كردهاند ، به ياد داشت و در نتيجه ، على را جانشين خود مىكرد و هنگامى كه خدا از او دربارهء جانشينش مىپرسيد ، آن را پيش خدايش عذر قرار مىداد ! ! !
و شايد به ياد داشتن يك حديث كه امت اسلام به طور اتفاق از رسول خدا نقل كرده ، او را كفايت مىكرد و آن اينكه : « من در ميان شما دو چيز گرانبها - يا در ميان شما دو خليفه - مىگذارم كه اگر به آن دو تمسك بجوئيد ، هرگز گمراه نخواهيد شد ، آنها عبارت از كتاب خدا و عترتم اهل بيتم مىباشند كه هرگز از هم جدا نخواهند شد ، تا در حوض ( كوثر ) بر من وارد شوند » و بسيار روشن است كه على بزرگ عترت و بزرگ خاندان پيامبر اكرم است .
هامش
( 1 ) اعلام النساء جلد 2 صفحهء 876 .