تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
او تكبر و نخوت است . گفتم : عبد الرحمن بن عوف چطور است ؟ گفت : او مرد شايسته اى است ، اما ناتوان است . گفتم : سعد چطور است ؟ گفت : او مرد هجوم و حمله است ( جنگجو است ) به طورى كه اگر به محلى رسيد و پيروز شد به آنجا اكتفاء نمىكند ( يعنى او نظامى است و به حدى قانع نيست ) گفتم : زبير چطور است ؟ گفت : او بخيلى است ، همانند مؤمن نرم و خشنود ، و همانند كافر سرسخت و بد خشم و در عين حال حريص و طمعكار ، در صورتى كه خلافت جز براى انسان نيرومند غير زورگو ، مهربان غير - ناتوان ، بخشندهء غير اسرافكار ، شايسته نيست . گفتم : عثمان چطور است ؟ گفت : او اگر زمامدار مسلمين شود ، فرزندان ابى معيط را بر گردهء مردم سوار مىكند و اگر چنين كند او را خواهند كشت . 15 - از امير المؤمنين عليه السلام به طور صحيح آمده كه در جنگ جمل خطابه اى چنين ايراد فرمود : « اما بعد ، بدانيد كه رسول خدا دربارهء زمامدارى بعد از خود سفارشى به ما نفرمود تا از آن پيروى كنيم ، ليكن ما آن را از پيش خود ترتيب داديم ، ابو بكر جانشين شد و كارها را روبراه كرد ، سپس عمر جانشين شد و زمام امر را در دست گرفت و سپس كارها روبراه شد . حاكم در مستدرك جلد 3 صفحهء 104 و ابن كثير در تاريخش جلد 5 صفحهء 250 و ابن حجر در « الصواعق » به نقل از احمد آن را آورده‌اند . 16 - از ابى وائل به طور صحيح آمده كه : به على بن ابيطالب ( رضى اللَّه عنه ) گفته شد : آيا براى ما خليفه تعيين نمىكنى ؟ در جواب گفت : رسول خدا خليفه تعيين نكرده است تا من جانشين تعيين كنم ، ولى اگر خدا براى مردم خير بخواهد ، بعد از من آنان را بر خيرشان جمع خواهد كرد چنان كه بعد از رسول خدا جمعشان فرمود . حاكم در مستدرك جلد 3 صفحهء 79 آن را با سندش آورده او و ذهبى آن را صحيح دانسته‌اند و بيهقى در سننش جلد 8 صفحهء 149 و ابن كثير در تاريخش جلد 5 صفحهء 251 آن را آورده و سندش را خوب دانسته‌اند و ابن حجر در صواعق صفحهء
الغدير ( فارسي ) — صفحة 256 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)