تاريخش جلد 13 صفحهء 161 اين روايت را چنين آورده است : وقتى كه در روز « حنين » جنگ در گرفت ، جندب بن عبد اللَّه خدمت رسول خدا رسيد و عرض كرد :
اينك كه جنگ در گرفته و از پايان آن بى خبريم ، آيا ما را از بهترين و محبوبترين يارانت با خبر نمىسازيد ؟ رسول خدا فرمود : چرا خدا پدرت را بيامرزد كه پيشرو اين امت شدى ، اين ابو بكر صديق است كه بعد از من قائم مقامم خواهد بود ، و اين عمر بن خطاب حبيب من است كه با زبانم به حق سخن مىگويد ، و اين عثمان بن عفان است كه از من و من هم از او هستم ، و اين على بن ابيطالب برادر و همراه من است تا قيامت به پا گردد .
رجال سند اين روايت عبارتند از :
الف - على بن حماد سكن كه دار قطنى گفته است : او متروك الحديث است .
ب - مجاعة بن ثابت كذاب است كه در سلسلهء دروغگويان شرح حالش گذشت .
ج - ابن لهيعه كه يحيى گفته است : او قوى نيست و مسلم گفته است : وكيع و يحيى قطان و ابن مهدى او را ترك كردهاند .
د - عمرو بن شعيب كه ابو داود گفته است : روايت عمر از پدرش از جدش حجت نيست و شايد خطيب كه از ابطال مثل اين روايت سكوت كرده بخاطر اين بوده كه مطمئن بوده بطلان آن از لحاظ سند و متن بر كسى پوشيده نيست .
26 - از انس آمده كه رسول خدا فرموده است : اى عثمان تو به زودى بعد از من زمامدار مسلمين خواهى شد ، اما منافقان بر تو فشار خواهند آورد كه از آن دست بكشى ، ولى از آن دست نكش و آن روز را روزه بگير كه افطارش را پيش من خواهى بود ! !
ذهبى در ميزانش جلد 1 صفحهء 300 آن را از طريق خالد بن محمد ابى الرحال بصرى انصارى آورده و گفته است : پيش او چيزهاى عجيب و غريبى است و ابن حبان گفته است : احتجاج به گفتهء او جائز نيست . و در لسان الميزان جلد 6 صفحهء 794 آمده
الغدير ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٣٠