204 آن را نقل كرده است .
اى كاش ابن حجر سند اين روايت را ذكر مىكرد و آن را به طور مرسل نمىآورد تا براى خواننده امكان مىداشت آگاهى از بطلان سند روايت و بطلان حكم به صحت آن در صورتى كه آن را از طريق نعيم بن حماد كه در سلسلهء دروغگويان گفته شده آوردهاند و همين خود در عيب و منقصت اين روايت كافى است .
و اى كاش مصحح اين روايت مىدانست كه صحت اين روايت نخستين سنگ بناى خلافت را متزلزل مىكند و خلافت انتخابى را كه او و هم مسلكانش معتقدند باطل مىنمايد و با روايتى كه به طور صحيح از ابى بكر و عمر و عايشه و و و آوردهاند ( چنان كه خواهد آمد ) مبنى بر اينكه « پيامبر اكرم مرد و كسى را خليفهء خود قرار نداد » متناقض است ، ولى ذهبى آن را چنان كه در ذيل روايت دوم گذشت باطل دانسته است .
23 - از عبد اللَّه بن عمر به طور مرفوع آمده كه رسول خدا فرموده است « از دو نفر بعد از من ( ابو بكر و عمر ) پيروى كنيد » .
عقيلى آن را از طريق مالك آورده و گفته است : « اين حديث منكر و بى اساس است » و دار قطنى آن را از روايت احمد خليلى ضميرى با سندش آورده پس گفته است : اين روايت ثابت نشده و عمرى ( يعنى محمد بن عبد اللَّه نوهء عمر بن خطاب راوى اين حديث ) ضعيف است . و ابن حبان گفته است : احتجاج به آن جائز نيست .
و دار قطنى گفته است : عمرى از مالك مطالب دروغ و نادرست حديث مىكند ( 1 ) .
24 - حسن بن صالح قيسرانى از اسحاق بن محمد انصارى روايت كرده كه گفته است : از « يموت بن مزرع بن يموت » پرسيدم كه اى استاد چطور شد كه رسول خدا على را خليفه قرار نداد و ابو بكر را جانشين خود قرار داد ؟ او در جواب گفت :
عين اين سؤال را من از « جاحظ » پرسيدم و او گفت : من اين مطلب را از « ابراهيم
هامش
( 1 ) لسان الميزان جلد 1 صفحه 237 .