تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
نظام » پرسيدم او در پاسخ گفت : خداوند متعال در قرآنش فرمود : « خداوند كسانى از شما را كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‌ايد وعده فرموده كه : در زمين خليفه شان كند چنان كه افراد پيش از شما را خليفه قرار داده است . . . » و جبرئيل همواره بر پيغمبر نازل مىگرديد و بعد از وحى با او چنان كه مردى با مردى سخن مىگويد ، سخن مىگفت : رسول خدا به او فرمود : اى جبرئيل اين كسانى كه خداوند آنها را در زمين خليفه قرار مىدهد كيانند ؟ او در پاسخ گفت : آنها ابو بكر ، عمر ، عثمان و على هستند و از عمر ابوبكر جز دو سال باقى نمانده بود ، پس اگر او على را خليفه قرار مىداد ابوبكر و عمر و عثمان از خلافت بهره اى نمىبردند ، ليكن خداوند به جهت علمى كه از عمرهايشان داشته خلافتشان را طورى ترتيب داده كه همه شان از آن بهرمند شده و وعدهء خدا درباره آنها درست در آيد » . ابن عساكر آن را در تاريخش جلد 4 صفحهء 186 آورده است . اى كاش كسى مىفهميد كه : اگر جبرئيل آيه را چنان كه در روايت آمده تفسير كرده و پيامبر اكرم آن را اخذ فرموده و به خاطر كثرت نيازمندى امت اسلامى ، مبادرت به تبليغ آن نموده است ، پس چگونه اين حقيقت بر همهء مسلمين مخصوصا امير المؤمنين و ابو بكر و ابن عباس ( داناى امت ) و عايشه مخفى مانده و كسى هنگام مناظره در امر خلافت به آن احتجاج و استدلال ننموده است ؟ ! و اصلا بايد ديد كه مرجع در تعيين خليفه چيست ، نص است يا اجماع امت اسلامى ؟ تنها شيعه به نص در امر خلافت معتقد است . اما كسانى كه اين روايت را ساخته‌اند براى نص در امر خلافت ارزشى قائل نيستند و ادعا ندارند كه در كتاب و يا سنت در اين باره نصى وجود داشته باشد ، و اين عمر بن خطاب است كه مىگويد : اگر من كسى را خليفه قرار نداده‌ام ( در اين كار تكرو نيستم زيرا ) كسى كه از من بهتر و بالاتر بوده نيز چنين كرده ( و كسى را جانشين خود قرار نداده است ) . و اگر مطلب چنانست كه « نظام » مفسر اين آيه پنداشته پس حال كسانى كه از بيعت تخلف نموده‌اند چگونه خواهد بود ؟ آيا آنان محكوم به عدالتند چنان كه اهل سنت دربارهء