تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آخر آن چنين است : « و او داناترين به خدا و پرهيزگارتر براى اوست كه از ميان مردم برود و او را امير قرار ندهد » . ابن حجر نيز آن را در صواعق صفحهء 15 آورده است . ببين اين مرد خشك مقدس به ظاهر زاهد ( حسن بصرى ) چگونه دربارهء امرى ( تعيين خلافت ابو بكر از ناحيه رسول خدا سوگند مىخورد كه هيچ فردى از امت اسلام حتى ابو بكر و عمر آن را قبول ندارند ؟ ! و به زودى از امير المؤمنين و ابى بكر و عمر و عايشه روايات صحيحى كه از طريق عامه نقل شده و نص در اينست كه رسول خدا كسى را جانشين خود قرار نداده خواهد آمد و نيز در همين جلد و جلد هفتم نص گفتار ابى بكر در مرض مرگش خواهد آمد كه : اى كاش از رسول خدا پرسيده بودم كه اين امر مال كيست ؟ تا كسى در آن باره منازعه نمىكرد ، دوست داشتم كه از او مىپرسيدم كه آيا از براى انصار در اين باره نصيبى هست يا نه ؟ بنابراين گفتهء حسن بصرى دربارهء آنچه كه مردم دربارهء آن اختلاف دارند ( خلافت ) مرض است نه دوا ، چنان كه او پنداشته است . 22 - ابن حبان از سفينة آورده است : هنگامى كه رسول خدا « مسجد النبى » را بنا كرد سنگى را در آن كار گذارد و به ابو بكر فرمود : سنگت را كنار سنگم قرار بده آنگاه به عمر فرمود سنگت را كنار سنگ ابو بكر بگذار ، سپس به عثمان فرمود سنگت را كنار سنگ عمر بگذار ، آنگاه فرمود : اينان جانشينانم بعد از من هستند . ابن حجر آن را در « الصواعق » صفحهء 14 ذكر كرده و گفته است كه : ابو زرعه گفته : اسنادش عيبى ندارد و حاكم در مستدرك ( 1 ) آن را آورده و بيهقى در « الدلائل » آن در صحيح دانسته و ابن كثير نيز در « البداية و النهاية » جلد 6 صفحهء
هامش
( 1 ) حاكم در جلد سوم صفحه 13 آخر روايت را چنين آورده است : اينان صاحبان فرمان بعد از من هستند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 226 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)